طبقه بندی بلوم
اهداف آموزشی، غایات و نتایج نهایی حاصل از آموزشند که مدرس یا سازمانهای آموزشی به منظور دست یابی به آنها آموزش را ارائه می کنند(فردانش1380)
منظور از طبقه بندی وتحلیل ؛تعیین راهها ومراحل دقیقی است که بعد از تحقق آنها تغییرات لازم در احساسات ومهارتهای عملی شاگردان به وجود می آید .هدفها ماهیت ودرجه پیچیدگی مختلفی دارند. برخی از هدفها نگرشها ورفتار عملی دانش آموزان را در بر می گیرد .در صورتی که برخی اهداف ممکن است بر ساخت شناختی فرد یا مهارتهای عملی او تاکید داشته باشد.بعضی از اهداف در مدت کوتاه وبرخی در مدتی طولانی تعریف شده اند .به همین دلیل طبقه بندیهای مختلفی از اهداف آموزشی ارائه شده است یکی از مهمترین این طبقه بندیها ؛طبقه بندی بلوم وهمکارانش است. (شعبانی 1371)
طبقه بندی بلوم(طبقه بندی سه حیطه ای)
بنجامین بلوم در سال 1956به طبقه بندی هدفهای آموزشی درحیطه شناختی پرداخت .این هدفها بر یادآوری یا بازسازی آنچه آموختنش ضروری است تاکید دارد. مثلا در حل یک مساله فکری فرد نخست باید مساله اصلی را تشخیص دهد .سپس مطالب داده شده را مرتب کند و آنها را به نظریه ها، روشها والگوهایی که یاد گرفته است ربط دهد . در این حیطه هدفها از ساده ترین سطح شناخت به پیچیده ترین ؛ واز امور ذاتی محسوس به امور معنوی وغیر محسوس تنظیم شده است(شعبانی 1371)
این حیطه شش سطح دارد :
الف) دانش:کسب معلومات،یادآوری وبازشناسی آنچه فرد قبلا به خاطر سپرده است
ب) فهم:ترجمه ،تفسیر،خلاصه کردن مطالب ،بیان مطالب به خاطر سپرده شده به زبان خود
ج) کاربرد :به کار بستن آنچه یاد گرفته است در موقعیتهای جدید
د) تحلیل :تقسیم یک موضوع ،مطلب یا پدیده به اجزای تشکیل دهنده آن،پی بردن به روابط بین اجزا ونحوه سازمان یافتن آنها
ه) ترکیب :ترکیب قسمتهای مختلف ،حاصل از تجربیات ویادگیری گذشته وارائه یک کل جدید ومناسب
و) قضاوت (ارزشیابی): قضاوت یا انتخاب بر اساس معیارهای عقلی وعلمی(میرزابیگی1380ص136)
باید دانست که این شش مرحله پیش نیاز هم هستند وبه طور مثال نمی توان انتظار داشت که فردی بدون این که چیزی را بداند آن را به کار ببندد.
بعد دانش
الف) دانش امور واقعی : دانش عناصر مورد نیاز یادگیرنده برای آشنا شدن با یک رشته علمی یا حل مسائل مربوط به آن.
الف-1) دانش اصطلاحات علمی
الف-2) دانش اجزا وعناصر خاص(نامها مکانها ورویدادهای مهم)
ب) دانش مفهومی :دانش مقوله ها،طبقه ها وروابط میان آنها
ب-1) دانش طبقه بندیها وطبقه ها (دانش انواع گوناگون ادبیات)
ب-2) دانش اصلها وتعمیمها (دانش قوانین اساسی فیزیک)
ب-3) دانش نظریه ها:الگوها وساختها (دانش ساختارمدیریتی حکومت محلی)
پ) دانش روندی:دانش چگونه انجام دادن کارها
پ-1) دانش مهارتها والگوریتمهای خاص یکرشته (دانش مهارتهای مورد نیاز در نقاشی آبرنگ )
پ-2) دانش فنها وروشهای خاص یک رشته (دانش روشهای پژوهش متناسب با علوم اجتماعی )
پ-3) دانش معیارهای تعیین زمان استفاده فرد درباره خودش
ت) دانش فراشناختی :دانش شناخت به طور کلی ودانش فرد درباره شناخت خودش
ت-1) دانش راهبردی (استراتژیک):(علم به اینکه تکرار اطلاعات یکی از روشهای حفظ اطلاعات است)
ت-2) دانش مربوط به تکلیف شناختی ؛شامل دانش موقتی ومشروط (علم به اینکه درک کتاب تخصصی از کتاب عمومی سخت تر است)
ت-3) دانش خود (دانش اینکه فرد در بعضی از زمینه ها بی اطلاع است )
بعد فرآیند شناختی :
الف) به یاد آوردن: بازیابی اطلاعات از حافظه دراز مدت
الف-1) بازشناسی (تشخیص نام نویسندگان مشهور)
الف-2) بازخوانی (بازیابی):(یادآوری تاریخ جنگهای جهانی)
ب) فهمیدن: ساختن معنی از یک ارتباط
ب-1) تفسیر کردن :تفسیر؛ بیان معنی وترجمه (برگرداندن یک جمله ازا نگلیسی به فارسی )
ب-2) مثال آوردن (توضیح دادن)(نام بردن نمونه هایی از سبکهای مختلف نقاشی)
ب-3) طبقه بندی کردن (طبقه بندی انواع اختلال روانی بر اساس مشاهده یا توصیف)
ب-4) خلاصه کردن (خلاصه کردن وقایعی که به صورت تصویر نشان داده شده اند)
ب-5) استنباط (استنباط اصول دستوری از مثالها در یادگیری زبان خارجی)
ب-6) مقایسه کردن (درک رویدادهای تاریخی به صورت مقایسه آنها با موقعیتهای مشابه )
ب-7) تبیین(بیان علتهای موثر در ظهور پروتستانیسم در قرن شانزدهم)
پ) به کار بستن:استفاده از یک روش خاص در یک موقعیت خاص
پ-1) اجرا کردن(تقسیم یک عدد چند رقمی به یک چند رقمی دیگر)
پ-2) مورد استفاده قرار دادن(توانایی حل کردن مسائل مالی مختلف شخصی)
ت) تحلیل: شکستن مواد یا مطالب به عناصر تشکیل دهنده وتوصیف روابط میان آنها
ت-1) متمایز کردن یا ویژه سازی (تعیین نکات مهم وغیر مهم در گزارشهای حقیقی)
ت-2)سازمان دادن (بیان یک استدلال حاوی مطالب مخالف وموافق درباره پرداخت دستمزد به دانشجویان دانشگاه)
ت-3)نسبت دادن(تعیین ارزشهای مذهبی یک نویسنده با توجه به محتوای مقاله اش راجع اخلاق)
ج) ارزشیابی با استفاده از معیار یا ملاک:
ج-1)وارسی کردن (آزمودن)
ج-2)نقد (داوری) کردن(قضاوت درباره اینکه کدام یک از روشهای آماری موجود برای تحلیل داده ها مناسب تر است)
چ)آفرینش (خلق کردن): قراردادن عناصر یا اجزا در یک الگو یا ساختار نو
چ-1)تولیدکردن (فرضیه ساختن) (ساختن یک فرضیه برای توجیه داده های مشاهده شده)
چ-2)طرح ریزی کردن (طراحی یک برنامه ارزشیابی برای تعیین اثر بخش بودن برنامه های آموزش
هنر در یک مدرسه)
چ-3)پدیدآوردن (ساختن) (ساختن یک وسیله سنجش برای ارزشیابی از درس علوم اجتماعی پایه سوم راهنمایی)(سیف 1387صص456-460)
طبقه بندی حیطه عاطفی
پس از این طبقه بنذی کراتول بلوم وماسیادر سال 1964م.هدفهای حوزه عاطفی را طبقه بندی کردند. نکته مهم وتفاوت اصلی این طبقه بندی با حوزه شناختی این است که بر خلاف حوزه شناختی هدفهای آن با توجه به اصل درونی سازی (باتوجه به میزانی که یک علاقه یا نگرش به صورت سبکی از زندگی فرد در میآید)تنظیم شده نه بر اساس اصل پیچیدگی .(سیف 1387)
این طبقه بندی شامل پنج طبقه وتعدادی خرده طبقه است .
الف)دریافت: این دسته از هدفها شامل رفتار هایی است که ازوجود پدیده خبر می دهد ومیل به تحمل در برتبر دیدن وشنیدن آنرا نمایان می کند. توجه به یک پدیده نخستین گام برای طی کردن محله های بعدی است.در یافت وتوجه در تدریس عبارت است از جلب؛حفظ وهدایت توجه شاگرد نسبت به فعالیت آموزشی
الف-1)جذب حفظ وهدایت توجه نسبت به عامل محرک
الف-2)آگاهی یا درک پدیده
الف-3)توجه خاص به شیء یا پدیده(فردانش 1380)
ب)پاسخ:پس از در یا فت وتوجه به یک پدیده از شاگرد انتظار می رود احساس خود را فعالانه نمایان سازد در حقیقت شخص باید واکنشی در مورد مساله مورد نظرش نشان دهد.دامنه سطح پاسخ دادن از پیروی ومتقاعد شدن شروع می شود وتا تمایل پاسخ دادن و اقدام داوطلبانه وسرانجام پاسخ همراه با رضایت وخشنودی پیش می رود.( شعبانی1371)
ب-1) مطالعه موارد تعیین شده
ب-) 2مطالعه بیش از حد تعیین شده
ب-3) مطالعه برای کسب لذت
ب-4) ادامه واستمرار فعالیتهاصرفابرای رضایت شخصی (فردانش1380)
ج) ارج نهادن (ارزش گذاری): این سطح مبتنی بر درونی کردن دسته معینی از ارزشهاست.در این مرحله شیءیا واقعه پدیده یا رفتاری باارزش جلوه می کند.(شعبانی1371)
ج-1) قبول یک ارزش
ج-2) احساس مسئولیت در قبال یک ارزش
ج-3) رفتار؛به نحوی که قبول ارزش در ورای آن قابل درک باشد.(فردانش1380)
د) سازماندهی ارزشها: پس از پذیرش ارزشها فرد ناگذیر از تطبیق یا سازماندهی ارزشهای مختلف است.دراین سطح ارزشهای مهمتر در سطح بالا تری قرار میگیرند. (شعبانی1371)
د-1) تلفیق ارزشهای مختلف از طریق درک وسازماندهی آنها
د-2)حل ورفع تناقضات موجود دربین ارزشهای مختلف
د-3)ایجاد یک نظام ارزشی پایدار ومنسجم. (فردانش1380)
و) وجدانی کردن ارزشها:در این سطح فرد دارای نظامی از ارزشها می شود که رفتار وی را به مدت طولانی کنترل می کند ودر نهایت نوعی شخصیت در وجودش پایدار می شود . این سطح با کمک والدین به وجود می آید و مدارس معمولا بدون کمک والدین نمی توانند کودک را به این سطح برسانند. (شعبانی1371)
و-1) داشتن یک مجموعه ارزشی به طوری که تمام رفتار فرد را در برگیرد
و-2) داشتن یک مجموعه ارزشی به طوری که رفتار فرد براساس آن قابل پیش بینی باشد
و-3) داشتن یک مجموعه ارزشی به طوری که به صورت مشخصه فرد درآید. (فردانش1380)
طبقه بندی حیطه روانی-حرکتی
حیطه سوم هدفهای آموزشی مربوط به مهارتهای است که انجام آنهامستلزم همکاری اعصاب وماهیچه هاست. هدفهای این حیطه قابل تفکیک از دو حیطه قبلی نیست. یعنی مهارت در انجام یک عمل مستلزم درک ،شناخت وعلاقه بهتر وبیشتراز مفهوم وموقعیت است. در این حوزه صاحبنظران بسیاری از جمله گیلفورد(1968)سیمپسون(1969)دیو(1969)کیبلروبیکرمایلز(1970)وهارو(1972) اظهارنظرکرده اند.(شعبانی 1371)
دراین نوشته ما از سه منبع نظرات دیو (از شعبانی ص156)،هارو(سیف ص456)وسیمپسون(فردانش ص101)را به اجمال می آوریم.
طبقه بندی دیو
الف) مشاهده وتقلید:شاگرد رفتار مربی که مشغول عمل به مهارت مورد نظر است را مشاهده میکند.
ب) اجرای عمل بدون کمک:وابستگی شاگرد به مربی ناچیز می شود تا آنجا که فقط هدایت و نظارت مربی لازم است.
ب-1) اجرای آگاهانه دستورالعملها
ب-2) انتخاب بهترین روشها
ب-3) اجرای مکرر عمل بدون کمک(تثبیت)
ج) دقت در عمل:دراین مرحله شاگرد باید مهارت مرحله قبل را با سرعت ودقت انجام دهد.
د) هماهنگی حرکات) دراین سطح شاگردتوانایی انجام دادن چندین حرکت را به طور همزمان بدست می آورد.
ه) عادی شدن عمل:شاگرد در این مرحله به انجام کارهای موزون ودقیق عادت می کند .واغلب فعالیتهای اوبدون تردید،راحت وبه طور خودکاروانعکاسی انجام می گیرد(شعبانی1371 صص156-159)
طبقه بندی هارو
الف) حرکات بازتابی:اعمالی که درحضوربعضی محرکها ؛ناآگاهانه اتفاق می افتد.
ب) حرکات مقدماتی اساسی:حرکتهای اساسی تشکیل یافته از مجموعه ای ازحرکتهای بازتابی که اساس حرکتهای ماهرانه پیچیده را تشکیل میدهند(مثل راه رفتن ودویدن)
ج) تواناییهای ادراکی:دادن پاسخ مناسب به اطلاعات دریافت شده ازراه حواس
د)تواناییهای جسمانی:رشدتواناییهایکلی در زمینه های استقامت،قدرت،انعطاف پذیری وچالاکی
و) حرکتهای ماهرانه:انجام اعمال پیچیده با درجه ای ازمهارت یا تسلط
ی) ارتباط غیر گفتاری:ایجادارتباطاز طریق حرکتهای پیچیده ای که احساس نیاز یا علاقه فرد را به فردی دیگر انتقال می دهد.(سیف1387صص456-457)
طبقه بندی سیمپسون
الف) دریافت( آگاهی از کیفیت اشیاء): 1-تحریک حسی 2-انتخاب علامت 3-تبدیل دریافت به عمل
ب) آمادگی:1- آمادگی ذهنی(اطلاع داشتن از مراحل انجام کار) 2-آمادگی بدنی(آماده کردن،به حالت آماده درآوردن بدن برای انجام دادن کاری)3-آمادگی روانی(میل به کارگیری ابزار)
ج) پاسخ هدایت شده (رفتار زیر نظر مربی):1- تقلید(انجام یک کار شبیه نمونه ارائه شده)2-تجربه خطا (تکرار کار تا انجام صحیح)
د) خودکار شدن عمل:عادی شدن رفتار یاد گرفته شده
و) رفتار مرکب(رفتار ماهرانه وبا صرف حداقل وقت وانرژی به دست می آید):1-رفع عدم اطمینان (رفتار بدون تزلزل )2- رفتار مرکب خودکار (حرکات با نرمی و کنترل ماهیچه ها انجام می شود)
ه) تطبیق وابداع (تغییر رفتار با توجه به تغییر وضعیت)
منابع:
سیف،علی اکبر(1387).روانشناسی پرورشی نوین.تهران:نشر دوران.
شعبانی،حسن(1371).مهارتهای آموزشی وپرورشی(جلد اول،روشها وفنون تدریس). تهران:سازمان مطالعات کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)
فردانش،هاشم(1380).مبانی نظری تکنولوژی آموزشی. تهران:سازمان مطالعات کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)
میرزابیگی،علی(1380)برنامه ریزی درسی وطرح درس درآموزش رسمی وتربیت نیروی انسانی.تهران:یسطرون.
گردآورنده:
سیروس صداقت